تاريخچه اي از اجراي مراسم مولودي خواني به عنوان بدعت حسنه
«به نام خدا»
«گزيده اي از مباحث مربوط به زندگاني پيامبر اعظم(ص) و اجراي مراسم مولودي خواني در ماه ربيع الاول از ديدگاه علماي دين»
مقدمه
(الحمد لله رب العالمين والصلاه و السلام علي خير خلقه ، محمد الامين سيد الانبياء و المرسلين و رحمه للعالمين. و علي آله و اصحابه و اتباعه باحسان الي يوم الدين. )
سپاس و ثنا ، لايق خدايي است كه پروردگار جهانيان است و درود و سلام بر سرور پيامبران و خاتم رسولان ، حضرت محمد(ص) و بر تمام آل و ياران او باد و همچنين بر تمام كساني كه به نيكي از ايشان پيروي مي كنند،تا روز قيامت.
اي مسلمانان بدانيد اين بحث مربوط به ولادت گل گلستان نبوت و شمع بوستان فتوت، بلبل باغ خلعت، شهباز آشيانه ي وحدت و عرش عطا و رحمت است كه به خوانندگان محترم تقديم مي گردد كه اميد است مورد توجه قرار گيرد و به جد گفته مي شود كه خالي از ايراد واشكال نيست.
مباحثي كه تقديم مي گردد ، نتيجه ي مطالعه و تحقيق از ميان چندين كتاب و رساله ي معتبر مربوط به اهل سنت و همچنين استفاده از آيات قرآن كريم گرد آوري شده است.
در اين نوشته ابتدابه خلاصه اي از زندگينامه ي رسول الله(ص) اشاره شده است بعداً تاريخچه اي از زمان شروع مراسم مولودي خواني در ماه ربيع الاول و همچنين نظريه ي تعدادي از عالمان دين در مورد اهميت وارزش مولودي خواني بيان شده است . همچنين اشعاري از قصيده ي بُرديه و سرود گروه انصار در مدينه كه در پايان اين نوشته تقديم مي گردد .
تاريخچه اي از اجراي مراسم مولودي خواني به عنوان بدعت حسنه
برگزاري مراسم جشن تولد پيا مبر اعظم (صلي الله عليه والسلم ) در زمان حيات آن ذات مبارك و همچنين درزمان صحابه ي كرام وتابعين بزرگوارش اجرا نشده است ، در آيات و احاديث هم به آن اشاره نشده است .
بر اساس اسناد ومدارك موجود ، بعد از سه قرن(300سال) كه از رحلت پيامبر گذشت مردم مسلمان به دليل علاقه ي شديد كه قبل و بغد ازآن به حضرت محمّـد داشتند اقدام به برپايي جشن وسرور تحت عنوان مولودي خواني نمودند . بسياري از علماي ديني و مذهبي آنرا بدعتي حسنه و كار پسنديده قلمداد كرده اند.
اولين پادشاهي كه مراسم جشن مولودي خواني را برگزار گرده است «مظفر ابو سعيد» پادشاه اربيل عراق بوده كه در هر مراسم مولودي خواني سيصد هزار دينار خرج كرده است .
از آن زمان به بعد بسياري ديگر از بزرگان دين مراسم مولودي خواني و ياد آوري ياد و خاطره ي حضرت رسول را به جا آورده اند و مردم را هم به اجراي آن در حد وسع و توان مالي توصيه نموده اند و آن را باعث خير و بركت دانسته و فرموده اند كه اين كار حسنه مغفرت و رحمت الهي را به دنبال دارد .
از جمله علمايي كه مولودي خواني را توصيه فرموده اند «شيخ حسن بصري» بود كه مي فرمود اگر به اندازه ي كوه احد طلا وجواهر داشتم همه ي آنرا صرف مراسم مولودي پيامبر مي كردم.
حضرت شيخ معروف كرخي فرمود هر مسلماني خوراك وطعام را براي مراسم مولودي خواني آماده كند، لباس نو بپوشد، خانه ومحل زندگي خود را در اين مراسم چراغاني و عطر افشاني كند در بهشت جايگاه عالي دارد .
امام جلال الدين سيوطي فرمود هر كسي مراسم مولودي خواني را بيندازد خدا بر او و خانواده و همسايه هايش باران رحمت ملائك مي باراند تا برايشان طلب مغفرت كنند. آن محله از بلا و مصيبت به دور خواهد بود.
غير از علماي مذكور عده ي زيادي از علماي اعلام مردم را به برپايي مراسم مولودي خواني در محافل و مساجد توصيه كرده اند. اين مجالس براي علما فرصتي طلايي است كه مردم را پند و اندرز دهند و زندگي نامه و خدمات حضرت رسول را شرح دهند. مثل اين موضوع «چرا خداوند ملت عرب را اختيار كرد ، تا دعوت اسلام را بپذيرند؟»
جواب : زيرا ملت عرب صحيفه ي دلهايشان صاف وساده بود و چيز هايي كه محو كردن و از بين بردنش سخت ياشد ، در روي دلهايشان نقش نبسته بود ، بر خلاف مردم فارس و روم و اهل هند كه به علت داشتن علوم و فرهنگ م تمدن تكبر مي ورزيدند و همچنين به دليل وجود خانه ي كعبه كه در جزيره العرب و در شهر مكه وا قع است كه در آيه ي 96 سوره ي آل عمران به آن اشاره كرده است.
در اين محافل معنوي به بيان آياتي از قرآن كريم و احاديث در مورد جريان نبوت آن حضرت پرداخته مي شود.
چون پيامبر اعظم از تمام جهات امين و معصوم بوده تا جايي كه خداوند متعال در سوره ي احزاب براي آن ذات مبارك ده صفت حسنه را بر مي شمارد از جمله در آيه ي 21 اين سوره مي فرمايد « لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه» يعني پيامبر(ص) براي شما الگو و نمونه ي خوبي است كه شما سعي كنيد كردار و رفتار و عباداتتان همانند ايشان باشد تا در پيشگاه خداوند سر بلند باشيد.
علماي بزرگوار در اين محافل به بيان رخداد هاي خارق العاده اي نظير معراج پيامبر از مسجد الاقصي به آسمان ها اشاره كنند كه اين حادثه ي معنوي مهم در بيست وهفت رجب در سال دهم يا يازدهم بعثت اتفاق افتاد و آيات آغازين سوره ي اسراء به آن اشاره مي كند كه مورد تاييد علما و مسلمانان شيعه و سني مي باشد ،آيات و روايات و احاديث اطلاعاتي بيشتر در اختيار مردم قرار مي دهند ازجمله نماز هاي فرض پنجگانه است كه در واقعه ي معراج بر امت رسول الله واجب شد . البته موضوع معراج به طور گسترده در ادبيات عربي ، كشورهاي غرب وشرق آفريقا ، مينياتور هاي ايران كه به معراج نامه معروف اند به كار رفته است. همچنين مسلمانان مخلص در اين مجالس و محافل معنوي با نكاتي نظير ديگر فرائض دين و زمان واجب شدن آنها از زبان علما آشنا مي شوند مثلاً در سال دوم هجري روضه و جهاد و زكات واجب شد و همچنين 16 ماه بعد از واقعه ي هجرت جهت قبله عوض شد .
در سال نهم هجري حج واجب شد.
بيان حواد ث و اتفاقات قبل ئ بعد از تولد پيامبر :
پنجاه روز قبل از تولد پيامبر حادثه ي عام الفيل اتفاق افتاد . چند روز قبل از تولد آن ذات مبارك دل ابو جهل به شدت به لرزه در آمد و...
اتفاقات هنگام تولد پيامبر :
الف: طاق كسرا به لرزه در آمد و يكي از ستون هايش فرو ريخت – ب: آتشكده ي فارس خاموش شد – ج: ماه تابان در آسمان به دو قسمت تبديل شد(شق القمر) تا به زمين به خاطر تولد پيامبر نور بيشتري هديه كند و دل ظالمان به لرزه در آيد و...
اتفاقات بعد از بعثت پيامبر :
الف: فدا كاري حضرت ابو بكر وحضرت علي در جريان حادثه ي تاريخي هجرت پيامبر
ب: ايمان آوردن حضرت عمر در خانه ي ارقم و عاي پيامبر در حق او كه فرمود :« اللهم اعز بالاسلام بعمر بن الخطاب » يعني خدايا به اسلام عزت و بزرگي ببخش به خاطر عمر بن خطاب، اين دعاي پيامبر در زمان لشكر كشي حضرت عمر (رض) به ايران و روم تحقق پيدا كرد .
ج: اولين راهپيمايي در اسلام آمدن پيامبر و حضرت عمر و حضرت حمزه به سوي كعبه براي سجده ي شكر به خاطر مسلمان شدن حضرت عمر بود.
البته خوانندگان محترم بدانند كه مطالب مذكور از ميان هزاران مطالب و اتفاقات زمان پيامبر (ص) انتخاب شده كه عزيزان مي توانند به آنها مراجعه كنند كه انشاءالله درس عبرتي براي همه ي ما باشد.
منابع: 1- قرآن كريم -2- تفسير نور دكتر مصطفي خرم دل- 3- تفسير سوره ي اسراء محسن قرائتي-4- مولود نامه ي پيغمبر نوشته ي محمد صالح خاتوني مزره -5- برده المديح تاليف شيخ محمد بوصيري-6- گلزار كردستان تاليف ملا صالح شيخي
مصطفائي شانزدهم بهمن 1389 هجري شمسي مصادف با اول ربيع الاول 1432 هجري قمري
زندگینامه ی حضرت محمد رسول الله
نام : محمد بن عبد الله
در تورات و برخی کتب آسمانی «احمد» نامیده شده است .آمنه، دختر وهب ،مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذاری فرزندش توسط عبد المطلب به محمَد، وی را « احمد» نامیده بود .
کنیه: ابوالقاسم وابو ابراهیم
القاب: رسول الله . نبی الله مصطفی،محمود،امین، امی،خاتم،مزمل،مدثر،نذیر،بشیر،مبین،کریم،نور،رحمت،نعمت،شاهد،مبشر،منذر،مذکر ،یس،طه و...
منصب: آخرین پیامبر الهی .بنیان گذار حکومت اسلامی و نخستین معصوم در دین مبین اسلام
تاریخ ولادت : روز دوشنبه، 12ربیع الاول سال 570میلادی طبق روایت اهل سنت اما بیشتر علمای اهل تشیع ولادت آن حضرت را روز جمعه 17 ربیع الاول همان سال میدانند .
محل تولد : مکه ی معظمه درسرزمين حجاز (عربستان سعودي كنوني )
نسب پدري : عبد الله پسر عبد المطلب، پسر هاشم، پسر عبد مناف ، پسر قُــــــصي ، پسر كلاب ، پسر مّره،پسر كعب ، پسر لـُوَي ، پسرغالب ، پسر فهر ، پسر مالك ، پسرنضر ، پسر كنانه ، پسر حوزَيمه ، پسر مدركه ، پسرالياس ، پسر مضر ، پسر نزار ، پسر معد ، پسر عدنان ، كه نَسَب عــدنان به حضرت اسماعيل پسر حضرت اسماعيــل پسر حصرت ابراهيم ختم ميشود .
از پيامبر روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگه داريد واز آن بالا تر نرويد .
مـادر :آمِـنه ، دختر وهب پسر عبد مناف
اين بانوي جليل القدر ، در طهارت و تقوا در ميان زنان قريش كم نظير و سرآمد همگان بود . وي پس از تولد حضرت محمّـد (ص) دوسال و چهار ماه و به روايتي شش سال زندگي كرد و سر انجام ، در راه بازگشت از سفري كه به همراه تنها فرزندش ، محمد ِ امين و خادمه اش اُم اَيمن جهت ديدار با اقوام به يثرب ( مدينه ) رفته بود در محلي به نا اَبوإ بدرود حيات گفت و دهمان جا دفن گرديد .
البته لازم به ذكر است عبدالله پدر حضرت نيز دو ماه ( وبه روايتي هفت ماه ) قبل از تولد حضرت محمّد (ص) از دنيا رفته بود . عبدالمطلب كفالت پيا مبر را به عهده گرفت . نخست وي رابه ثويبه ( آزاد شده ي ابو لهب ) سپرد تا وي را شير دهد واز او نگه داري كند ؛ اما پس از مدتي وي را به حليمه دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد و حليه گرچه دايه آن حضرت بود ، اما به مدت پنج سال براي او مادري كرد .
مدت رسالت و زمامداري:
از 27 رجب سال چهلم عام الفيل (610ميلادي ) ، كه درسن چهل سالگي به رسالت مبعوث شده بود، وتا 28 صَفَر سال يازدهم هجري ، كه به مدت 23 سال عهده دار امر رسالت و نبوّت بود.
زمان وسبب رحلت آن ذات مبارك :
دوشنبه 28 صفر ، بنا به روايت اكثر علماي اهل تشيع و دوازدهم ربيع الا وّل بنا به قول اكثر علماي اهل سنت ،در سال يازدهم هجري ، در سن 63 سالگي ، در مدينه براثر زهري كه زني يهودي به نام زينب درجريان نبرد خيبر به او خورانده بود رحلت فرمود .روايت شده است پيامبر (ص) در زمان بيما ري ، قبل از وفاتش در خانه ي عايشه(رض) مي فرمود : اين بيماري و سردرد از آثار غذاي مسمومي است كه آن زن يهودي پس از فتح خيبر براي من آورده بود.
محل دفن:
مدينه ي منوره، در سرزمين حجاز (عربستان كنوني) در همان خانه اي كه وفات يافته بود. هم اكنون مرقد مبارك آن حضرت، در همان خانه ودر بين مرقد مبارك حضرت عمر وحضرت ابوبكر در مسجد النبي قرار دارد.
زمامداران معاصر :
پيامبر اكرم در عصري زندگي مي كرد كه منطقه ي حجاز به دليل عدم حاصلخيزي و بياباني بودن زمين و عدم رواج مدنيت در بين مردم، از چشم طمع حكومت ها دور مانده و به آن رغبتي نشان نمي دادند. به همين دليل در آن سرزمين حكومت مركزي و مستقلي وجود نداشت و دايره ي حكومتي، منحصر در قبيله و طايفه بود و نظام ملوك الطوايفي در آن مناطق حكم فرما بود تا اينكه پيامبر اكرم(ص) به پيامبري بر انگيخته شد و از مكه به مدينه هجرت فرمود و پايه هاي يك حكومت جهاني را در اين شهر بنا نهاد؛ اما در اطراف سرزمين حجاز حكومت هاي مستقل و نيمه مستقلي وجود داشت و حاكماني از سلسله ها و تيره هاي مختلف حكومت مي كردند.
اين حكومت ها عبارت بودند از ايران،روم شرقي،حبشه،يمن،حيره،غسّان،يمامه و مصر .
همه ي حكومت هاي اطراف حجاز تحت نفوذ سه دولت مركزي ، يعني امپراطوري بزرگ ايران ،امپراطوري عظيم روم شرقي و همچنين حبشه بود. تعداد زمامداران اين كشورها ، كه با پيامبر اكرم(ص) «632-570 م» بودند زياد است. در اينجا تنها نام زمامداراني را كه با پيامبر رابطه داشته و يا پيامير آنان را به دين مين اسلام دعوت كرده بود ذكر مي كنيم:
1- هرقل(هراكليوس) قيصر روم شرقي
2- خسرو پرويز، پادشاه ساساني ايران
3- باذان بن ساسان ، زمامدار يمن و دست نشانده ي امپراطوري ايران
4- مقوقس، حاكم مصر و دست نشانده ي امپراطوري روم.
5- نجاشي، پادشاه حبشه
6- حارث بن ابي شمر، حاكم غسّان ودست نشانده ي امپرا طوري روم
7- هوذ ه ي بن علي حنفي، حاكم يمامه و دست نشانده ي امپراطوري روم
8- نعمان بن منذر ، حاكم حيره ودست نشانده ي امپراطوري ايران
از ميان سلا طين و حاكمان فوق ، تنها نجاشي، پادشاه حبشه و باذان حاكم يمن رابطه ي حسنه با پيامبر اسلام(ص) داشته و از دعوت آن حضرت استقبال كردند و دينش را لبيك گفتند.
نجاشي با پذيرفتن دو گروه مهاجر مسلمان و پناه دادن آنها در حبشه، و باذان با قطع وابستگي با امپراطوري ايران با دشمنان اسلام جنگيد ودر سرزمين يمن خدماتي را به حضرت محمد جهت توسعه ي اسلام ا رائه دادند.
اما زمامداران ديگر يا با پيامبر از در دشمني و جنگ وارد شدند و يا سياست بي طرفانه اي را در پيش گرفتند . البته پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) و به مصداق آيات سوره ي روم همه ي آنان به دست تواناي مسلمانان و زمامداران اسلامي از جمله حضرت عمر (رض) به سزاي اعمالشان رسيدند .



