میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند: میمون هایی که از مار نمی ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند. در همین حین صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار میمون هایی که از مار ها نمی ترسیدند «یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه عجیب تر این آزمایشاین بود که حتی میمون های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با دیدن ترس سایر میمون ها آنها هم از مار ها ترسیدند.

برداشت: ما از بعضی از چیزها می ترسیم چون آنها را با چیز های دیگری در ذهن مان به یکدیگر مرتبط می کنیم. مثلآ یک کودک بعد از شنیدن صدای ترسناک محکم بسته شدن درب در تاریکی از تاریکی خواهد ترسید.

---------------------------------------------------------------------------------------

قورباغه هایی که زنده زنده آب پز شدند: چند قورباغه را در ظرفی پر از آب جوش انداختند، آنها خیلی سریع از آب جوش به بیرون پریدند و خودشان را نجات دادند. وقتی همین قورباغه ها را در ظرف آب سرد قرار دادند و آرام آرام آب را به جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند چون نتوانستند عکس العملی به همان سرعت نشان دهند.

برداشت: ما می توانیم تغییرات ناگهانی را بفهمیم و متقابلآ عکس العمل نشان دهیم اما وقتی این تغییرات در دراز مدت انجام می شوند وقتی متوجه می شویم که دیگر خیلی دیر است. یادمان باشد، نه عادت های بد یک شبه وجود کسی را فرا می گیرد و نه کسی یک شبه فرد دیگری می شود، همه چیز پله پله انجام می شود. مهم این است که گرم شدن آب را احساس کنید.

---------------------------------------------------------------------------------------

موش های شناگری که غرق شدند: این بار تعدادی موش های صحرایی که بعضی آنها می توانند 80 ساعت مداوم شنا کنند آماده شدند. محققان قبل از اینکه آنها را در آب بیاندازند با کلک این باور غلط را در موش ها به وجود آوردند که آنها گیر افتاده اند. خیلی از موش ها تنها پس از چند دقیقه بعد از شنا کردن غرق شدند. نه چون نمی توانستند شنا کنند، بلکه چون فکر می کردند گیر کرده اند ناامید شده و دست از شنا کردن برداشتند و غرق شدند.

برداشت شما: ............

---------------------------------------------------------------------------------------

سگ هایی که یاد گرفتند تلاش نکنند: تعدادی سگ در اتاقی قرار گرفتند که زمین آن می توانست شوک الکتریکی خفیفی به سگ ها وارد کند. دکمه ای روی دیوار اتاق بود که با فشرده شدن جریان را قطع می کرد. وقتی شوک وارد شد سگ ها بالا و پایین پریدند تا بالاخره یکی از سگ ها دکمه را زد و جریان قطع شد. سگ ها یاد گرفتند با زدن آن دکمه آن شوک ناخوشایند قطع می شود.

روی نصف گروه اول سگ ها همین آزمایش دوباره تکرار شد اما این بار دراتاق دیگری که دکمه ای الکی داشت و با زدن آن هیچ اتفاقی نمی افتاد و جریان همچنان ادامه داشت. بعد از این مراحل سگ هایی که در اتاق دوم بودند به اتاق اول (با کلید سالم) بازگردانده شدند و آزمایش تکرار شد. این بار هیچ کدام شان حتی سعی نکردند که دکمه را فشاردهند.

برداشت شما: ..........

------------------------------------------------------------------------

موز ممنوعه:

گروهی از دانشمندان پنج میمون را در قفسی قراردادند. در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان موز گذاشتند.

هر زمانی که میمونی بالای نردبان می رفت بر روی سایر میمون ها آب سرد می پاشیدند .

پس از مدتی هر وقت که میمونی بالای نردبان می رفت  سایرین او را کتک می زدند.

پس از مدتی دیگر هیچ میمونی علی رغم وسوسه ای که داشت جرأت بالا رفتن از نردبان را به خود نمی داد، چون دیگران او را کتک می زدند.

دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمون ها را جایگزین کنند.. اولین کاری که میمون جدید انجام داد این بود که بالای نردبان رفت تا موز بخورد ولی بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب و شتم قرار گرفت چون می ترسیدند که باز هم آب سرد بر رویشان بپاشند. پس از چند بار کتک خوردن میمون جدید با این که نمی دانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.

میمون دومی هم جایگزین و اتفاق تکرار شد. با این تفاوت که میمون جایگزین اول هم در کتک زدن میمون جدید مشارکت می کرد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره اتفاق (کتک خوردن) تکرار شد. به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.

آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از پنج میمون بودند با این که هیچ گاه آب سردی بر روی آنها پاشیده نشده بود اما میمونی را که بالای نردبان می رفت کتک می زدند.

اگر امکان داشت از میمون ها بپرسند که چرا میمونی را که بالای نردبان می رود کتک می زنید، فکر می کردید چه جوابی می دادند؟


برداشت اجتماعی و روانشناسی سه آزمایش دیگر را شما و تنها از قسمت نظر بدهید همین مطلب برای ما ارسال کنید. البته دیگر جایزة نقدی یا غیرنقدی در کار نیست تنها هدف کسب نظر همکاران گرامی مطرح است.